
صدای نفس های منظم قلبی که جای سینه توی دهنته چشمایی که اشک توشون نیس لب هایی که التماس می کنن دست هایی که دعاگو بالا رفتن و زمانی که مشخص نیس و حکم اعدامی که قرار ابلاغ شه لحظات مزخرف امید و ناامیدی وقتی نمی تونی کاری کنی وقتی میخوای زمان بگذره و زودتر حکم برسه و وقتی التماس می کنی به ساعت که نگذره و این روزای باقی مونده کش پیدا کنه واسه یه اعدامی وقتی حکم بیاد زندگی تموم میشه وای از اونایی که اعدام میشن ولی زنده میمونن خدایا رحم کن و نذار ناامید شم از کرم و بزرگیت...
ادامه مطلب
الان یهو جرقه زده شد توی مغزم و یاد سندرم سیندرلا افتادم لطفا توی اینترنت سرچ نکنید چون خیلی نوشته هاشون خوشایند نیست :) خب چیزی که هست اکثریت آدم ها مبتلا به این سندرم هستن اینکه منتظر ناجی موندیم تا باهاش خوشبخت بشیم که تصورمون از ازدواج رویایی و فانتزیه... امروز تو همایش یه جمله جالب شنیدم اگه تنهایی نمی تونید به خواسته هاتون برسید مطمئن باشید با ازدواج هم نمی تونید البته این جمله نیاز به توضیح داره! اما کلی فکر کردم که من تنهایی میتونم؟ و دیدم میتونم درسته منم خیلی سیندرلایی فکر میکنم اما خب...
ادامه مطلب